مروری بر پیامدهای اختلال اینترنت برای اقتصادِ مشاغل خرد؛ فرسایشِ خاموشِ کسب‌وکارها

مروری بر پیامدهای اختلال اینترنت برای اقتصادِ مشاغل خرد؛ فرسایشِ خاموشِ کسب‌وکارها
خلاصه

خسارتِ بسته بودن اینترنت فقط در عددِ فروشِ روزانه خلاصه نمی‌شود. این اختلال، به اعتبار شغلی هم ضربه می‌زند

8 3 05

اختصاصی رادیو رشت | بهرنگ تاج‌بخش: در جهان امروز، اینترنت دیگر یک ابزار لوکس یا وسیله‌ای برای سرگرمی نیست؛ بخشی از ستونِ اصلیِ اقتصاد روزمره است. سال‌هاست که کسب‌وکارهای خرد و متوسط، از فروشگاه‌های لباس و لوازم آرایشی گرفته تا شیرینی‌پزهای خانگی، کافه‌ها، طراحان، عکاسان، معلمان خصوصی، فروشندگان صنایع‌دستی و ده‌ها شغل دیگر، بخشی از حیات اقتصادی خود را به اینترنت گره زده‌اند. برای این مشاغل، اینترنت فقط یک «بستر ارتباطی» نیست؛ ویترین، صندوق، راهِ دسترسی به مشتری و در بسیاری مواقع تنها امکانِ دیده‌شدن است.

شاید در شهرهای بزرگ، قطع اینترنت با همه خسارت‌هایش، هنوز در میان انبوهی از زیرساخت‌ها، بازارهای موازی و کانال‌های متنوع فروش، تا حدی پنهان بماند. اما در شهرهای کوچک، ماجرا شکل دیگری دارد. اینجا کسب‌وکارها اغلب سرمایه‌های محدودتری دارند، بازارشان کوچک‌تر است، حاشیه امن‌شان کمتر است و تاب‌آوری‌شان در برابر شوک‌های ناگهانی به‌مراتب پایین‌تر می‌آید. در چنین فضایی، بسته شدن اینترنت فقط یک اختلال فنی نیست؛ یک ضربه مستقیم به جریان معاش است.

در بسیاری از کسب‌وکارهای محلی، مشتری صرفاً از کنار مغازه عبور نمی‌کند تا اتفاقی خریدی انجام دهد. مشتری از طریق صفحه اینستاگرام، پیام‌رسان، تبلیغ آنلاین، تماس اینترنتی یا سفارش مجازی وارد چرخه خرید می‌شود. وقتی این زنجیره قطع شود، فروش متوقف می‌شود، سفارش‌ها روی زمین می‌ماند، پرداخت‌ها به تأخیر می‌افتد و اعتماد مشتری به‌تدریج فرسوده می‌شود. مغازه‌داری که کرایه پرداخت می‌کند، کارگاهی که دستمزد می‌دهد، فروشنده‌ای که بار خریده و قسط دارد، نمی‌تواند با این جمله آرام شود که «این فقط یک محدودیت موقت است». به باور کارشناسان، اقتصادِ خرد طاقتِ شوک‌های مکرر ندارد.

بیایید بی پرده صحبت کنیم: در شهرهای کوچک، اینترنت برای بسیاری از مردم از نان شب هم کم‌اهمیت‌تر نیست؛ چون خودِ نان شب را تأمین می‌کند. زنی که در خانه لباس می‌دوزد و از طریق شبکه‌های اجتماعی مشتری می‌گیرد، جوانی که با فروش آنلاین لوازم جانبی گوشی روزگار می‌گذراند، هنرمندی که صنایع‌دستی‌اش را در فضای مجازی می‌فروشد یا معلمی که کلاس و خدمات آموزشی‌اش را از مسیر اینترنت ارائه می‌کند، همه در اقتصادی زیست می‌کنند که خاموش شدن اینترنت برایشان به معنای خاموش شدن دخل است. پس اینجا دیگر مسئله «راحتی» نیست؛ مسئله بقاست.

در این مدت بارها از خسارتِ بسته بودن اینترنت به کسب‌وکارها نوشته‌اند، اما فراموش نکنیم این خسارت فقط در عددِ فروشِ روزانه خلاصه نمی‌شود. این اختلال، به اعتبار شغلی هم ضربه می‌زند. مشتری‌ای که پاسخ نمی‌گیرد، سفارشش عقب می‌افتد یا امکان ارتباط با فروشنده را از دست می‌دهد، به‌سادگی به سمت گزینه‌ای دیگر می‌رود. در بازار رقابتی امروز، حتی چند روز قطع ارتباط می‌تواند زنجیره‌ای از بی‌اعتمادی بسازد که بازسازی آن هفته‌ها و ماه‌ها زمان ببرد. به‌همین دلیل، آسیب خاموشی اینترنت فقط اقتصادی نیست؛ اعتباری، روانی و حتی اجتماعی هم هست.

از سوی دیگر، شهرهای کوچک بیش از هر جای دیگری به اینترنت برای جبران محدودیت‌های جغرافیایی نیاز دارند. در این شهرها، اینترنت فقط ابزار فروش نیست؛ پلِ خروج از انزواست. کسب‌وکار محلی با کمک اینترنت می‌تواند از مرز بازار محدود اطراف خود عبور کند، مشتری در شهرهای دیگر پیدا کند، برند بسازد و سهمی از اقتصاد بزرگ‌تر بگیرد. بستن این پل، یعنی برگرداندن بسیاری از مشاغل به همان دایره تنگی که سال‌هاست برای فرار از آن تلاش کرده‌اند. این فقط یک محدودیت فنی نیست؛ یک عقب‌گرد اقتصادی است.

بدتر از همه، این است که معمولاً هزینه این تصمیم‌ها را کسانی می‌پردازند که کمترین نقش را در اتخاذشان دارند. نه شرکت‌های بزرگِ رانتی، نه نهادهای پرقدرت و نه مجموعه‌هایی که از کانال‌های امن و ذخایر مالی برخوردارند؛ بلکه همان فروشنده خرد، همان کسب‌وکار خانوادگی، همان جوانی که با هزار زحمت برای خودش راهی باز کرده و همان زنی که از گوشه خانه‌اش یک کار کوچک اما شریف راه انداخته است. اینترنت که بسته می‌شود، اول از همه گلوی همین‌ها فشرده می‌شود.

بی پرده بگویم! اینجا دیگر ماجرا فقط به اقتصادِ دیجیتال ختم نخواهد شد؛ بلکه امیدِ اجتماعی هم آسیب می‌بیند. وقتی جوان یک شهر کوچک حس کند حتی آن راه باریکی که با خلاقیت و کار شخصی برای درآمد پیدا کرده، هر لحظه ممکن است با یک تصمیم ناگهانی مسدود شود، طبیعی است که انگیزه‌اش برای ماندن، ساختن و سرمایه‌گذاری در شهرش کاهش پیدا کند. همیشه همین بوده! هیچ اقتصادی با بی‌ثباتی رشد نمی‌کند و هیچ کسب‌وکاری در هوای نامطمئن، ریشه نمی‌دواند.

باید این واقعیت را پذیرفت که اینترنت دیگر یک امکان فرعی نیست که بشود هر وقت خواست آن را خاموش کرد و انتظار داشت زندگی اقتصادی مردم بدون لرزش ادامه پیدا کند. در شهرهای کوچک، اینترنت بخشی از زیرساختِ معیشت است. همان‌طور که قطع برق، آب یا راه دسترسی، زندگی روزمره را مختل می‌کند، بسته بودن اینترنت هم مستقیم به استخوان‌بندی اقتصاد خرد ضربه می‌زند. نادیده گرفتن این حقیقت، یعنی نفهمیدن شکلِ تازه زندگی و کار در جامعه امروز.

در انتها، روشن و بی‌تعارف بگویم که بستن اینترنت فقط خاموش کردن چند اپلیکیشن نیست؛ بستن درِ مغازه‌هایی است که شاید کرکره‌شان بالا باشد، اما دخل‌شان از کار افتاده است. این تصمیم، پیش از آنکه یک محدودیت ارتباطی باشد، یک فشار معیشتی است.

دیدگاه کاربران
(مورد نیاز)
(مورد نیاز)