هیچ‌کس نباید آن‌قدر در شورا بماند که ترسش حسابی بریزد و هزینه‌های آن را شهروندان پرداخت کنند...

تکرارِ کسالت‌بارِ صندلی‌ها؛ چرا باید از شورای بی سرانجام ترسید؟

تکرارِ کسالت‌بارِ صندلی‌ها؛ چرا باید از شورای بی سرانجام ترسید؟
خلاصه

هیچ‌کس نباید آن‌قدر در شورا بماند که ترسش حسابی بریزد و هزینه‌های آن را شهروندان پرداخت کنند...

31 2 05

تکرارِ کسالت‌بارِ صندلی‌ها؛ چرا باید از شورای بی سرانجام ترسید؟

رادیو رشت | بهرنگ تاج‌بخش: حالا که تمدید چندباره دوره‌های نمایندگی شورا به یک وضعیت طولانی تبدیل شده، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک تصمیم موقت یا راه‌حلی اضطراری برای گذر از بحران دانست. آنچه که ابتدا شاید با عنوان «شرایط خاص» توجیه می‌شد، حالا دیگر پاشنه آشیل مدیریت شهری است و باید به‌طور جدی ارزیابی شود؛ خصوصاً از منظر کیفیت مدیریت، میزان پاسخ‌گویی و پیامدهای این ماندگاری ممتد برای شهروندان.
در جهان امروز پویایی نهادهای شورایی، بر چرخشِ نخبگان و تزریقِ اندیشه‌های تازه استوار است. وقتی این چرخه متوقف شود، مدیریت شهری ناگزیر به دایره‌ای بسته از تصمیمات تکراری و ذهنیت‌های بسته سقوط می‌کند. در این فضایِ ایستا، ایده‌های خلاقانه دیگر توجیه ندارند و جسارت و شهامت جای خود را به روزمرگی می‌دهند؛ چرا که انگیزه برای اثباتِ توانمندی وجود ندارد و در هر حالتی همین وضعیت فعلی ادامه پیدا می‌کند. این‌ یعنی مدیریت شهری در یک بلاتکلیفی همیشگی دست و پا خواهد زد.
در چنین شرایطی «پاسخ‌گویی» اولین قربانی‌ست؛ همان که باید ستونِ فقراتِ رفتارِ اعضای شورا باشد و حالا دیگر به یک امرِ تشریفاتی تقلیل یافته است. نماینده‌‌ای که می‌داند در کوتاه‌مدت پایه‌های صندلی‌اش متزلزل نمی‌شود، چرا باید به فکر پاسخ به مطالبه‌گری‌های عمومی باشد؟ از طرفی در غیابِ ترسِ از «صندوق رأی»، وظایف نمایندگی نیز رنگ می‌بازد و به جایِ آن -در خوشبینانه‌ترین حالت- رابطه‌ای از نوعِ مدارا و سکوتِ مصلحت‌جویانه شکل می‌گیرد. نتیجه‌ی طبیعیِ این مدارا، شکل‌گیری شبکه‌هایی است که نه برای پیشبرد منافع عمومی، که برای بقایِ قدرتِ درون‌گروهی عمل می‌کنند.
وقتی نظارت‌های بیرونی و عمومی به حاشیه برود و ترکیبِ نمایندگان شورا برای مدت زیادی ثابت بماند، فرآیندها به‌گونه‌ای تنظیم می‌شوند که نفوذِ منتقدان یا نهادهای ناظر به حداقل برسد. این همان نقطه‌ای است که قراردادهای غیرشفاف، پروژه‌های بدون توجیهِ اقتصادی و تصمیماتِ سلیقه‌ای، در پناهِ آرامشِ حاصل از «ثباتِ ساختگی»، پنهان می‌شوند. فراموش نکنیم که فساد، در هوایِ مه‎‌آلودِ بی‌خبریِ عمومی بهتر رشد می‌کند! اصلاً خاصیت رقابت‌های انتخاباتی هرچقدر هم اندک باشد، به هزینه‌های سکون و بی‌خبری می‌چربد.
در انتها، می‌توان گفت هزینه این ماندگاری به حساب «سرمایه اجتماعی» شهر نوشته خواهد شد. شهروندی که احساس کند چرخه‌ی دموکراسی در شهرش از کار افتاده، دیگر انگیزه‌ای برای مشارکت، انتقاد سازنده یا حتی همراهی با برنامه‌های مدیریت شهری نخواهد داشت. این بی‌تفاوتی، سمی‌ترین پیامدِ تمدیدِ دوره‌هاست که شهر را از درون تهی خواهدکرد. فراموش نکنیم لازمه‌ی مدیریت شهری کارامد، ترس از قضاوتِ عمومی است. تمدیدِ چند باره دوره‌ نمایندگی، این ترس را از بین می‌برد و جای آن را با یک حاشیه امن پر می‌کند. پس هیچ‌کس نباید آن‌قدر در شورا بماند که ترسش حسابی بریزد و هزینه‌های آن را شهروندان پرداخت کنند...

دیدگاه کاربران
(مورد نیاز)
(مورد نیاز)